.
----------
درباره ما
-------
آخرین مطالب
--------------
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

سیب زمینی متعلق به خانواده بادنجانیان است که همه آن‌ها حاوی ترکیبات سمی به نام سولانین هستند. در حقیقت، پادشاه معروف اسکاتلند به نام مکبوث ازشابیزک یا همان بلادونا( متعلق به همین خانواده) برای کشتن دشمنان دانمارکی استفاده کرده است. در سیب زمینی، سولانین عمدتا در ساقه و جوانه‌های آن یافت می‌شود. بنابراین باید قبل از پختن آن، این قسمت‌ها را برش دهید. سولانین، بیشتر در سیب زمینی‌های سبز دیده می‌شود.
خوردن محصولاتی که از ریشه تا ساقه یک گیاه به دست می‌آید، یک روش عالی برای کاهش ضایعات است. با این همه، قسمت‌های خوردنی و خوشمزه برخی از گیاهان همچون برگ‌های چغندر قرمز نادیده گرفته می‌شوند زیرا افراد هرگز به فکر خوردن آن نمی‌افتند. اما قبل از اینکه بخواهید ریشه، ساقه و دانه‌های گیاهان را در آشپزخانه خود نگهداری کنید، باید در مورد آن‌ها اطلاعات مناسبی کسب کنید. برخی از قسمت‌های گیاهان خوردنی نیستند و باید از مصرف آن اجتناب کنید. در این مقاله قصد داریم ۷ گیاهی را معرفی کنیم که مصرف ریشه تا ساقه آن به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود.

ساقه و جوانه سیب زمینی:

سیب زمینی متعلق به خانواده بادنجانیان است که همه آن‌ها حاوی ترکیبات سمی به نام سولانین هستند. در حقیقت، پادشاه معروف اسکاتلند به نام مکبوث ازشابیزک یا همان بلادونا( متعلق به همین خانواده) برای کشتن دشمنان دانمارکی استفاده کرده است. در سیب زمینی، سولانین عمدتا در ساقه و جوانه‌های آن یافت می‌شود. بنابراین باید قبل از پختن آن، این قسمت‌ها را برش دهید. سولانین، بیشتر در سیب زمینی‌های سبز دیده می‌شود.

برگ‌های گوجه فرنگی:

گوجه فرنگی متعلق به شاخه دیگری از خانواده بادنجانیان است. گوجه فرنگی در اروپا به مدت بیش از ۲۰۰ سال مورد استفاده قرار نمی‌گرفت. برگ‌های آن حاوی مقادیر اندکی از سولانین و توماتین است که اگر زیاد مصرف گردد می‌تواند باعث شکم درد شود.

دانه‌های سیب:

همانطور که ممکن است شنیده باشید، دانه‌های سیب حاوی سیانور سمی است. به طور خاص، این دانه‌ها حاوی آمیگدالین هستند. آمیگدالین ماده‌ای است که به هنگام برخورد با آنزیم‌های گوارشی در روده، سیانور سمی آزاد می‌کند. قسمت خارجی و سخت دانه‌های سیب، معمولا از بروز این عمل جلوگیری می‌کند مگر اینکه به هنگام خوردن آن را بجوید. با جویدن ۲۰۰ عدد دانه‌ی سیب، سیانور به دوز کشنده خود می‌رسد. بهتر است این دانه‌ها را دور بیندازید زیرا طعم خوبی ندارد و مصرف آن ممکن است خطرناک باشد.

میوه مارچوبه:

اگر تا به حال مارچوبه را پرورش داده باشید، حتما می‌دانید که گیاه ماده آن نوعی میوه قرمز رنگ توتی شکل تولید می‌کند. نباید این میوه‌ها را لمس کنید. این میوه‌ها باعث کشته شدن انسان نمی‌شود اما می‌تواند باعث ایجاد بیماری شدید شود زیرا در آن ساپوژنین وجود دارد. ساپوژنین نوعی از ترکیبات است که سمیت خفیفی دارد.اگر این میوه‌ها را بخورید ممکن است استفراغ و اسهال داشته باشید.

 برگ‌های روبارب(از سرده ریواس):

ساقه‌های این گیاه می‌تواند به همراه توت فرنگی شیرین یک پای تابستانی خوشمزه باشد اما برگ‌های آن خوردنی نیست. برگ‌های روبارب حاوی اگزالیک اسید و گلیکوزیدهای آنتراکینون است که به هنگام قورت دادن برای انسان سمی هستند. نشانه‌های مسمومیت از فردی به فرد دیگر متفاوت است و به مقدار مصرف بستگی دارد اما برخی از نشانه‌ها شامل استفراغ ، درد شکمی و تشنج است.

برگ و گل بادمجان:

بادمجان عضو دیگری از خانواده بادمجانیان است. برخی از اوقات افراد فکر می‌کنند که مصرف بادمجان خام می‌تواند سمی باشد ولی چنین نیست. با اینحال، برگ‌ و گل‌های آن به احتمال زیاد باعث بیماری شما خواهد شد زیرا سولانین سمی بیشتری در این قسمت‌ها یافت می‌شود.

درخت آقطی:

تقریبا همه قسمت‌های درخت آقطی برای انسان و حیوانات سمی است. ریشه، برگ، شاخه‌ها و پوست آن سمیت بیشتری دارد. تمامی قسمت‌های آن حاوی ترکیباتی است که می‌تواند اسید هیدروسیانیک تولید کند که سیانور سمی آزاد می‌کند. شما باید از مصرف این درخت خودداری کنید. مصرف انواع مختلف توت‌های نپخته نیز می‌تواند باعث ایجاد تهوع و استفراغ شود. بنابراین باید مراقب باشید و به جای تجربه کردن از دستورهای پخت صحیح استفاده کنید تا دچار مشکل نشوید.

www.asriran.com/fa/news/472839/7


:: بازدید از این مطلب : 329
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ddddd12
ت : سه‌شنبه 01 تیر 1395
.

گیاهان آپارتمانی چگونه باعث مسمومیت کودکان می شوند؟

وجود برخی از گیاهان آپارتمانی مسمومیت و یا حساسیت شدید در کودکان را در پی دارد که لازم است والدین در این موارد اطلاعات کافی داشته باشند .

كودكان خردسال طبیعتی کنجکاو داشته و معمولاً هر چیزی را به دهان می برند و بنا به گفته کارشناسان این عمل بخشی از آموزش و درك این گروه سنی از محیط اطرافشان است. متاسفانه این واکنش طبیعی  می تواند در عین حال زمینه ساز بروز برخی مسمومیت در آنها شود که لزوم توجه جدی والدین را طلب می کند.

4 آبان  به عنوان روز پیشگیری از مسمومیت در کودکان نامگذاری شده به همین بهانه گفت و گویی داشتیم با دکتر طلعت قانع دبیر ستاد مرکزی اطلاع رسانی داروها و سموم وزارت بهداشت در مورد بروز مسمومیت ها در کودکان و علائم آنها .

گیاهان آپارتمانی عامل مهم مسمومیت ها در کودکان
 
دکتر قانع در گفت و گو با خبرنگار عصر ایران یکی از موارد بروز مسمومیت ها در کودکان را وجود  گیاهان آپارتمانی  ذکر کرده و با تاکید بر ضرورت هوشیاری خانواده ها در استفاده از این گیاهان گفت: تمام گیاهان آپارتمانی برای کودکان خطرناک هستند و  باید دور از دسترس آن ها قرارگیرند.

وی ادامه داد: بسیاری از گیاهان و گلهای آپارتمانی مانند خرزهره و دیفن باخیا، سمی هستند و تماس پوست با آنها و یا به دهان بردن آنها منجر به مسمومیت  چه در کودکان و چه در بزرگسالان می شود که این مسمومیت در کودکان بسیار شدیدتر خواهد بود.

اگر کودکی در خانه دارید حتما بخوانید/ گیاهان آپارتمانی چگونه باعث مسمومیت کودکان می شوند؟


وی ادامه داد: گیاه خر زهره که معمولا در باغچه ها نیز کاشته می شود سم کامل است و در صورتی که توسط کودک خورده شود عوارض  خطرناکی را در پی خواهد داشت.

علائم مسومیت کودکان با گل های آپارتمانی

دکتر قانع در پاسخ به پرسشی در مورد علائم مسمومیت ها ی کودکان  با گیاهان آپارتمانی گفت: قرمزی پوست ، چشم و دست  و صورت از اولین علائم آلرژیک با گیاهان آپارتمانی است و در صورت مسمومیت نیز  تخریب و سوزش مخاط دورنی ، سوزش های گلو و حتی اگر در موارد نادر که کودک حساسیت های مادر زادی  نیز داشته باشد شاید به مرگ نیز منجر شود.

اگر کودکی در خانه دارید حتما بخوانید/ گیاهان آپارتمانی چگونه باعث مسمومیت کودکان می شوند؟


وجود گل های شمعدونی در آپارتمان ها ممنوع

وی در ادامه با بیان اینکه نگهداری گل هایی که در گروه گرد افشانی قرار دارند در آپارتمان ها و فضاهای بسته مناسب نیست ادامه داد: از جمله این گل ها شمعدونی است که در صورت نگهداری در آپارتمان باعث بروز  حساسیت شدید خصوصا در کودکان می شود .

دکتر قانع ادامه داد: وجود گل های گرده افشان در داخل آپارتمان ها که نگهداری  از آن ها اخیرا بسیار رایج نیز شده برای کودکان و نوزادان و خصوصا نوزادانی که دارای اگزمای پوستی بوده و یا دارای حساسیت آلرژیک هستند بسیار مضر بوده و در آنها عوارض های شدیدی ایجاد می کند.

 مسمومیت با مواد شوینده  از عوامل مهم مسمومیت در کودکان
 
دبیر ستاد مرکزی اطلاع رسانی داروها و سموم وزارت بهداشت در ادامه مسومیت با مواد شوینده را از عوامل مهم دیگر آسیب به کودکان ذکر کرد و گفت: هیچگاه نباید این فرآورده ها را در ظرف مواد خوراكی (مانند بطری نوشابه) نگه داری کنیم زیرا این عمل سبب خورده شدن اتفاقی این مواد توسط كودكان می شود.

وی ادامه داد: داروها ی مصرفی افراد خانواده را دور از دسترس كودكان نگهداری کرده و داروهای خود را در مقابل چشم كودكان نخورید، چرا كه كودكان از رفتار بزرگسالان تقلید می كنند و ممكن است دور از چشم والدین داروها را به دهان ببرند. همچنین در هنگام بیماری كودكتان مراقب باشید تا داروها را دقیقا با همان مقداری که تجویز شده است به کودک بدهید و اگر به كودك خود دارو می دهید به او تفهیم كنید كه این دارو است و از كلماتی مثل آبنبات، شكلات و یا خوراكی استفاده نكنید.

http://www.asriran.com/fa/news/426633



:: بازدید از این مطلب : 299
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ddddd12
ت : سه‌شنبه 01 تیر 1395
.

 

 

اى محبوب دلها!

تمام هستي ‏ام را خاك قدمت مي ‏كنم تا شايد نظرى به جاده دلم بيندازى ،

 چرا كه تو آفتاب يقينى، كه اميد فرداها هستى،

 تو بهار رؤيايى كه مانند طراوت گل ‏سرخ مي ‏مانى و نرم و سبز و لطيفى ،

 تو معنى كلمات آسمانى هستي كه دستهايش براى آمدنت

به زمين دعا مي ‏كند.

اى تجسّم مهربانى
!

غيرت آفتاب و جلوه زيبايى ماه تو را توصيف مي ‏كنند

 و نفس آب تو رامعنى مي ‏كند و نبض خورشيد تو را وصف مي ‏كند.

خوب مي ‏دانم كه تو مي ‏آيى؛

 آرى تو مي ‏آيى

همانطور كه وعده كرده ‏اى و آنگاه است كه كلمه انتظار را از

لغتنامه ‏ها پاك خواهيم كرد.

پس اى تمام زيبايى
!

بيا تا براى هميشه فريادرس عاشقان موعود باشى

  

می دانم که تو این جایی. تو غایب از نظر و حاضر در دلی...

 با خود می گویم اگر تو بیایی،

اگر تو با یک لشکر از عشق بیایی و من نباشم چه؟

 یا اگر من باشم ولی مرا جزو عاشقان خود نخوانی چه؟

بیا و مرا هم در خیلِ سپاهِ عاشقان خود در گوشه ای جا بده

و می دانم که تو می آیی و دنیا را با عشق و حضورت سبز و

نورانی می سازی.

 وقتی تو بیایی دیگر غم جرأت گریه ندارد.

 شب و روز یکی می شود. دنیا یکسره در قیامِ قیامت فرو می رود.

وقتی تو بیایی تمام شکوفه های یاس گل می کنند.

وقتی تو بیایی دلم می خواهد که خاکِ کف پایت باشم.

آه چه قدر انتظار سخت است و تلخ...

دعا کن در روزی که تو می آیی ما عاشقانه و استوار،

در رکابت و در سایه پرچم سبز و جهانی ات باشیم...



:: بازدید از این مطلب : 337
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ddddd12
ت : پنج‌شنبه 06 خرداد 1395
.

 

سلام برگل نرگس
به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد
سلام اى گل نرگس، اى كه شيرين ترين انتظار، انتظار توست
و بهترين منتظر، منتظر توست
مى توانم در يك كلمه پر معنا بگويم:
گر عشقى هست و عاشقى
نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توأم
در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزديك گرداند
ما محتاج يك نگاه گذراى شما هستيم،

زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان
ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانيم.
خدا كند كه بيايى و ما هم يكى از يارانتان باشيم

به جز دستهای پر قدرت تو راهی نیست

که قلب پر از فراموش من از نام پر از حیاط تو آکنده شود و می دانم ،

 می دانم مهربانی تو را آن قدرت هست

 که قلبم را چنان وسعتی بخشد که از محبت تو سیراب شود.
آقای من کرم کن و بر من بتاب ...

 

امروز هم از صبح منتظرت بودم.

خانه دلم را آب و جارو كرده بودم براي تو. چشم هايم از پگاه، يكسره به در بود.

گوش هايم را سپرده بودم به سمت هر صدايي كه ميتوانست نشاني از تو را به همراه داشته باشد.

مي دانم قابل نيستم،اما خيلي دلم مي خواهد ببينمت؛

جمعه ها، همه جمعه ها،ديدگانم را به سمت آمدن تو مي دوزم؛

دلم نيز پيوسته سرك مي كشد تا ببيند چه هنگام مي آيي.

گوش هاي من،صادقانه عاشق صداي تو هستند.

نه من تنها؛كه همگان، انتظار ديدن روي تورا دارند.

همه دوستت دارند. همه عاشق تو هستند.

دنيا،بي تو فاقد گل و عطر معناست.

اي پسرفاطمه؛مهدي جان؛ ما را درياب

 

مهدی جان !


دردهای زیادی است که به آنها وعده داده ام با آمدنت علاج می شود.

جمعه ها دم غروب وقتی آسمان از اندوه نیامدنت

دوباره مثل صدها سال دیگری که خون گریسته است

 اشک سرخ می بارد به خود می گویم :
" آقایم باز هم نیامد....." 

درست جمعه ها ،

 وقتی قلبم و قلب همه از تنگی فراغت مثل لاله ای

که زیر پا لگد شود چروکیده و رنجیده می شود

با خود می گویم ایت درد عاقبت مرا خواهد کشت ، و بعد به خود نهیب می زنم که

** او خواهد آمد **

و آنگاه از دیدگانم قطره ای اشک می چکد

و از سوزان ترین پرده اندوهم می گویم :
مهدی جان درست که من بدم و لایق تو نیستم امّا...

 



:: بازدید از این مطلب : 337
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ddddd12
ت : پنج‌شنبه 06 خرداد 1395
.

 

بهار بی خزان، روی محمد(ص)

بهشت جاودان، کوی محمد(ص)

معطر ساخت گلزار جـــــهان را

شمیم تار گیســـــوی محمد(ص)

 

هفده ربیع الاول،

سالروز طلوع خورشید پرفروغ آسمان علم الهى

 و برگیرنده نقاب از چهره حقایق،

امام جعفر صادق علیه السلام بر همه مسلمانان عالم مبارک باد.

 

تا نام تو برده می‏شود،

 چراغ‏ های صلوات، در جان لحظه ‏ها فروزان می‏شوند.

 تا فضیلتی از تو گفته می‏شود،

دل‏ها از بوی گل محمدی زنده می‏ شوند. یاد نویدبخش تو،

درب‏های صبح را به رویِ ما می‏ گشاید.

 قرآن تو، نزدیک‏ترین راه رهایی است و نهج‏ الفصاحه ‏ات،

پاک‏ترین مبحث بندگی.........

 

سینه آتش‏ گرفته‏ ام را به حراج گذاشته ‏ام.

مرا بخرید ای روزهای خاکستر گرفته!

دفنم کنید زیر الوار سوزان مهجوری!

رهایم کنید در رنج بی‏حساب دوری!

چگونه نسوزم ، وقتی او هست و من از دیدنش محرومم؟!

چگونه خاکستر نشوم ، وقتی آتش عشقش را آبی نیست ؛

وقتی نامش هست و خاطره‏ای از سیمایش نیست؟!

اما زندگی خوش است بر کام عاشقان ،

تا آمدنش ، به دق الباب دل عاشق می‏آید.

جوابم بده ، ای محل اسرار آسمان‏ها ،

ای صاحب دیوان بارگاه ربوبی! من ، یک کهکشان سؤالم؛

سیاره‏ای کوچک در «راه مکه» آمدنت.

خورشید منظومه آل یس!

کدامین مدار ، گرد سیمای آسمانی تو می‏گردد؟

کدامین کهکشان ، نشانی حقیقت افکار و اجداد اهورایی توست؟

من یک آسمان سؤالم. مرا در انبوهی راه‏ ها و کوره‏ راه ‏ها،

در جنگ امید و ناامیدی، رهنمون باش!

 



:: بازدید از این مطلب : 313
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ddddd12
ت : پنج‌شنبه 06 خرداد 1395
.

 

در اندیشه ی کودک فلسطینی ام که دیروز در میان هیاهو و غلغله ی

 سرزمین اشغالشده اش جان می سپارد

.حال اگر من می توانستم این جهان را از پلیدی پاک می کردم

 و ستم وظلم ها را و اندیشه های بد را به یکجا خاک میکردم.

 اگر می توانستم این جهان را از دو رنگی پاک می کردم

 و صدای ناله ی طفلان بیکس را در میان خنده های

 ظالمان خاموش می کردم

. می توانستم ، گریه ها را ، ناله ها را ،

 ضجه ها را به یکباره در میان دشت ها خاموش می کردم .


،امام من ! مولای من 

 وقتی بغض ناباور درد در حنجره ام زندانی است

 وقتی واژه ها در پستوی خاطرات گرد گرفته اند ،

وقتی زبانم از تکرار کلام عاجز است ،

وقتی می توانم با چشمانم سخن بگویم ،

به کلام احتیاج نیست. وقتی نگاه من با نگاه تو آشناست ،

زبان احتیاج نیست . پس چشمانم را به تو می سپارم تا

در وسعت روشن نگاهت ،

 خاطرات سبز جوانی و کودکی ام را مرور کنم .

باران تندتند به پنجره ی اتاقم می خورد ؛

 و آسمان هرازگاهی با غرشش احساس وجود می کند

 و دوباره به دنیا آمدنش را نوید می دهد. ابرها در دوردست متراکم هستند ،

 دیگر در آسمان گوی زرین و منور را که هر صبحگاه با پرتوهای ملایمش ،

 مرا از بستر بلند می کند ، نمی بینم .

 نسیمی که در هوا متراکم شده است بوی بهشتی دارد.

 

بقیه ا... ، امروز جمعه است ،

 روز موعود ، روز فرا رسیدن

، از راه رسیدن و دل های هزاران عاشق را مزین کردن ،

 آرزوی هر پیر و جوانی ، خرد و کلان ، دیدن چهره ی نازنین توست .

 ای کاش می شد ، همچون پرستو های عاشق

، در دل تاریک شب پرواز کرد

، ای کاش می شد در کویر سینه ها آلاله ها را کاشت و درمیان

 شوق هستی با دل های دیوانه ساخت و ای کاش می شد مهربانی ر

ا به قدر ارزانی در میان عاشقان زندگی ،

 از ورای ابرهای تیرگی ، بر فراز خانه ها پرواز داد.

مهربانم

  امروز روزی است که باید اندوخته های قلب و روحم را به تو ابراز کنم

 و تو سخاوت کنی و از لغزش های من چشم بپوشی

 و در برابر من قدری بیشتر ایثار کنی

. همین امروز باید که در ترنم تحسین و همدردی بر زبان جاری ساخت .

 میدانی ؟ بزرگی و شأن انسان در بزرگی و شأن

 حقیقتی است که بر زبان می آورد ،

 در بینش و درکی است که بدان دست می یابد و در یاری و مساعدتی است

 که بر زبان می آورد . من در خیال مقصودی را می جویم

 که دستهای مهربان تو می تواند مرا در راه رسیدن به مقصود یاری کند.

 من بر این باورم که در جهانی چنین دردمند و بی ترحم که

 مهربانی و عشق را بهایی نیست می توان واژه ها را به کمک گرفت

 و دردهای مانده در دل را که به عظمت روح لطیف من و به

 سنگینی غم های

 ناگفته ی ماست ، بیان کرد.

 

در سراشیبی که نامش زندگی است

 با همه ی بیگانگی ها راه می روم ،

 و در سکوت سد و غمگین زمان ، بی هدف ، بی یار و یاور می روم .

 من می روم تا بلکه در دشتی بزرگ ، آنچه را که گم کرده ام باز یابم .

 

دانلود کدآهنگ سایت

دانلودآهنگ سایت جهت استفاده در زنگ تلفن همراه

 



:: بازدید از این مطلب : 256
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ddddd12
ت : پنج‌شنبه 06 خرداد 1395
.

 

آمدنت تمام غنچه های ناشکفته ی عالم را شکوفا میکند.
گل نرجس!
بیا که نرگسهای عالم، چشم به راه آمدنت هستند.
بیا که چون ترنّم ابرهای نوبهار، وصف تو،

دلهای گداخته را غرقه در خنکای اشتیاق کرده است.

گویی شمیمی است از بهشت.
جوان های بر لبان باد صبا رسته است که هنوز غنچه نکرده،

 طراوت گلبرگ هایش را استشمام میکنم.
میدانی چرا گلها و ریحانه ای پهن دشتِ انتظار،

 این بار عطری شگفت می افشانند؟
آنها خرقه از خاکی ستانیده اند که تو در آن خرامیده ای.
بدان که این بار ترانه ای نمی سرایم که به هر بیت آن،

 جمال یار تمنّا کنم و وصال دیّار!
روایت من عطش ذرّه ذرّه ی هستی است...
روایت من شِکوِه نیست،

اما تو را به خدا!

 بگو چه شراری است در این شیدایی حزن انگیز،

که نه فرارش میسر است و نه قرار در حصارش؟
چه شراری است چنین جانسوز؟
عقده ی دل است که به دست تو باز میشود...
تمام کرانه های غریب گواهند،

 هر بار که مغربی سر رسید،

آفتاب شفق بارش به امید طلوع تو غروب کرد.
و
تو می آیی، نزدیک است ولی دور می پندارندش.
بیابیا و بشتاب بر التیام زخم های بی شمار که در دل داری،
و بخوان به نوای امَّن یُجیب، سرود آمدنت را.
من نیز دعا خواهم کرد،
دعا خواهم کرد،

 

تو کیستی که جهان تشنة زلالی توست 
بهار عاطفه مرهون خشکسالی توست 
شب زمانه که مقهور بامدادان باد 
شکیب خاطرش از خون لایزالی توست 
ز قصّه عطشت چشم عالمی گریان 
هزار چشمه جوشنده در حوالی توست 
تو ماه من به کدامین ظلامه ات کشتند 
که پشت پیر فلک تا ابد هلالی توست
ندید نقش تو را کس به حجم آینه‌ها 
حکایت همه از صورت خیالی توست
چه عاشقی تو که در دفتر قصاید سرخ 
هرآنچه خواند دلم، شاه بیت عالی توست 
سزد که رایحه درد، سازدم مدهوش
که باغ عشق، به داغ شکسته‌بالی توست 
فغان که وارث بانوی آبهای جهان 
تویی و تشنه یک قطره، مشک خالی توست 
تو شهر عشقی و دروازه ات به باغ بهشت 
دل شکسته من یک تن از اهالی توست

 

نغمه عشق

دانلود نواهاي انتظار

چشم به راه باصداي استادشهرام ناظري

اميدجانم بيا باصداي عليرضا براتيان

كجايي باصداي سيدعبدالحسين مختاباد

اي با من و پنهان چودل باصداي همايون شجريان

به انتظار توام باصداي سيدعبدالحسين مختاباد

چراغ مهرباني باصداي سالارعقيلي

باغ رويا باصداي بهرام حسين زاده

 گفتم كه روي خوبت... باصداي سيدعبدالحسين مختاباد

عطربارون باصداي علي لهراسبي

سرگشته باصداي عبدالحسين مختاباد

مهرتابان باصداي سالارعقيلي

حديث هجران(غريبانه)باصداي سيد عبدالحسين مختاباد

ملكا(مناجات)باصداي سيد حسام الدين سراج

ترانه زيباي ضامن غريبان باصداي حميدغلامعلي

سرود زيباي امام زمان(عج)اجراي گروه كر

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 239
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ddddd12
ت : پنج‌شنبه 06 خرداد 1395
.

 

سلام مولای مهربان من ..

میدانستی تمام ثانیه های حضورم در هستی با حضورت در هستی

- گره - خورده .. آنچنان با منی که گاهی خودم را هم فراموش می کنم ..

 نمی دانم من تو را بی نهایت دوستدارم یا تو من را

 .. اما فکر کنم - تو - بیشتر من را دوستداری

چرا که اکثر اوقات فکرت را ، یادت را ، خیالت را ،

صدای قدم هایت را ،

شور جاریه حضورت را به سراغ دل من میفرستی

که بدانم چقدر به یاد من هستی و مرا دوست داری ..

جانم به قربان دل مهربانت مولای من ..

می دانم این هزار سال را هم بهانه ی دوست داشتنم

در پرده ماندی که انسان شوم و به نزدیکیه دروازه ی انتظارت برسم ..

 کاش من هم ترا همین اندازه دوست می داشتم

تا لااقل یک سال نه یک ماه نه یک هفته نه

یک روز نه یک ساعت را با یاد تو بگذرانم ..

 برایم دعا کن مولای من که تا آمدنت ،

 من ، هم به شکوه انسانیت برسم

 

آه می کشم تو را , با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا , ای کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند
کاروانی از شهید , کاروانی از بهار

ای بهار مهربان , در مسیر کاروان
گل بپاش و گل بپاش , گل بکار و گل بکار

بر سرم نمی کشی , دست مهر اگر , مکش
تشنه محبتند , لاله های داغ دار

دسته دسته گم شدند , مهره های بی نشان
تشنه تشنه سوختند , نخل های روزه دار

می رسد بهار و من , بی شکوفه ام هنوز
آفتاب من , بتاب ! مهربان من , ببار

 

آسمان را مي ستايم، كه ابرهايش را زير انداز گام هايت مي سازد.

درختان را دوست دارم؛ كه شاخه هاشان نسيم محبت را

به ياد تو معطر ومتبرك مي كنند.

آب را مي پسندم كه روان مي شود، تا غبار از قدوم پاك تو برگيرد.

باد را مي شنوم؛ كه ياد روح نواز كوي تو را، هديه مشامم مي سازد.

…وانتظار را مقدس مي شمرم؛ از آن كه هر آدينه ، منتظرت مي نشينم.

هر آدينه، چشم به راه و گام تو مي سپارم و هرآدينه،

دلم را سفره محبت هاي تو مي كنم.

نوازش نگاهت را از ما دريغ مدار، اي مولاي ما،

 يا صاحب الزمان (عج)



:: بازدید از این مطلب : 294
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ddddd12
ت : پنج‌شنبه 06 خرداد 1395
.


 

سلام.

سلام ای غایب بی نشان !

ای بهانه ی تمام گریه هایم ! ای آقای ندیده ام!

امشب دلم دوباره بیقراری می کند,

ستاره می شمارد و سراغت را از ماه می گیرد,

 اما گل های باغچه که بیقراری دلم را می بینند

 به جای ماه جواب می دهند:

« ما عمریست هر بهار به امید آمدنش خود آرایی و

عطر افشانی می کنیم

ولی با آمدن پاییز عمر ما به سر می آید و او نمی آید.»


دوباره دلم ستاره می شمارد,

ماه را می نگرد, گلهای باغچه را می بوید و می پرسد:

« چرا دردهایم را درمانی, چشمهایم را بارانی و

 قلب شکسته ام را مهربانی نیست ؟

مگر نه این که آمدنت گلهای یاس و اطلسی را

برای ما به ارمغان می آورد؟

مگر نه این که نگاه نازنینت ناب ترین لحظه ها را

نصیب دل شکسته ی ما می کند؟

مگر نه این که دست شفابخشت تمام گریه ها را می خنداند؟

پس چرا نمی آیی؟

چرا عمریست ما را در حسرت یک لحظه دیدار

جمال دلربایت گذارده ای؟

اصلاً ای که خودت گفتی روزی خواهی آمد

 و آن روز تمام قناری ها آواز می خوانند،

 تمام غنچه ها می شکفند و تمام چشم ها

از شوق بارانی می شوند!

پس چرا نگفتی نخوانده طالبت می شوم،

ندیده عاشقت می شوم و نیامده دلتنگ نبودنت؟ »


ای آقای ندیده ام!

تو تمام اشتیاق کُمیل من،

تمام گریه های ندبه ی من و تمام دلتنگیه ای سَمات من هستی.

پس بیش از این ما را چشم انتظار و بی قرار مخواه

و با آمدنت نور صفا و صداقت و صمیمیت بر

دلهای تاریک عالمیان بتابان

 

اى محبوب دلها!

تمام هستي ‏ام را خاك قدمت مي ‏كنم

تا شايد نظرى به جاده دلم بيندازى ،

چرا كه تو آفتاب يقينى، كه اميد فرداها هستى،

 تو بهار رؤيايى كه مانند طراوت

گل ‏سرخ مي ‏مانى و نرم و سبز و لطيفى ،

 تو معنى كلمات آسمانى هستي كه

دستهايش براى آمدنت به زمين دعا مي ‏كند.

اى تجسّم مهربانى!

غيرت آفتاب و جلوه زيبايى ماه تو را توصيف مي ‏كنند

و نفس آب تو رامعنى مي ‏كند

و نبض خورشيد تو را وصف مي ‏كند.

خوب مي ‏دانم كه تو مي ‏آيى؛

آرى تو مي ‏آيى همانطور كه وعده كرده ‏اى و آنگاه است

كه كلمه انتظار را از لغتنامه ‏ها پاك خواهيم كرد.

پس اى تمام زيبايى!

بيا تا براى هميشه فريادرس عاشقان موعود باشى

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

 

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی

ای آنکه در حجابت دریای نور داری

 

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟

برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

 

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما

کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

 

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت

کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

 



:: بازدید از این مطلب : 264
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ddddd12
ت : پنج‌شنبه 06 خرداد 1395
.

 

 

دلم می خواهد برایت عاشقانه بنویسم :

می خواهم از آمدنت بگویم .. از رسیدنت ...

از پایان شب های بلند غیبتت ....

عشق من : آرزو می کنم روزی بیایی و در حضورت

برایت جشن آغاز امامت بگیرم

مولاجان ... بیا ببین : هنوز که نیامده ای ،

بزمی عاشقانه آراسته ام برایت تا قدم بر خانه ام بگزاری و

کلبه ام را به نور وجودت مُنور کنی عزیز ...

 در بالای مجلس برایت جایگاهی تدارک دیده ام

که همیشه به یادت خالی می ماند ! راستی چرا نمی آیی ؟

میهمانانم هر سال در جشن امامتت سراغت را از من می گیرند

 که آقایم کجاست ؟

چرا دیر کرده ! چرا به میهمانی خودش نرسیده ؟! ...

نمی دانم جانِ مهدی : جوابشان را چه بگویم ؟

اما با لبخندی به یاد آمدنت به آنها می گویم در راه است :....

آقایم در راه مانده ، میرسد .. !

بیا ببین آقاجان : برای هدیه به میهمانان مجلست

از جمکرانت - نقش - خانه ات را آورده ام

تا با دیدن خانه ی آسمانی ات به یادشان بماند

 که برای آمدنت دعای فرج بخوانند... ا

گر شد به میهمانی ام بیا مولاجان :‌ قول رسیدنت را داده ام ..

 لااقل سَری به بزم عاشقانه ام بزن مولاجان :

 شادمانه هایم برایت دلتنگ اند ..

 

شب که میشود دلم هوایت را میکند :

امشب سَری به آسمان دنیا زدم ؛

 همین چند لحظه ی پیش ! نگاهم که به ماه زیبا افتاد :

به ناگاه به یادت افتادم که چقدر جای صورت آسمانی ات

 بر سینه ی آبیه آسمان خالی ست مولاجان ..

به ماه گفتم هر چقدر هم که زیبا باشی

باز هم سهم ت از دنیا همین یک تکه آسمان است و بس ..

اما من خورشیدی دارم که اگر روزی بَنای تابیدن کند

 تو را شرمنده می کند ..

خورشیدی دارم که سهم ش تمام هستی و ماسِواست :

هر چه را که بخواهد در نگین انگشتری اش دارد ...

 در گوشه ی نگاهش : به وجودش - هستی - برپاست

و به اشاره اش روزگار می گردد.. دلتنگت شدم :

می خواستم با نگاه به آسمان سلامی عاشقانه

بر محضرت روانه کنم

 تا بدانی از روی زمین این گوشه ی دنیا :‌

بی نهایت دوستت دارم مهدی جان ....

خاطرت آسوده آقاجان قلب من تا روز آمدنت

 فقط برای تو عاشقانه می تپد ...

 

مهدی جان:

به جز دستهای پر قدرت تو راهی نیست

که قلب پر از فراموش من از نام پر از حیاط تو آکنده شود و می دانم ،

 می دانم مهربانی تو را آن قدرت هست که قلبم را چنان

وسعتی بخشد که از محبت تو سیراب شود.

آقای من کرم کن و بر من بتاب ...

مهدی جان !

دردهای زیادی است که به آنها وعده داده ام با آمدنت علاج می شود.

جمعه ها دم غروب وقتی آسمان از اندوه نیامدنت

دوباره مثل صدها سال دیگری که خون گریسته است

اشک سرخ می بارد به خود می گویم :

" آقایم باز هم نیامد....."

درست جمعه ها ، وقتی قلبم و قلب همه از تنگی فراغت

مثل لاله ای که زیر پا لگد شود چروکیده و

 رنجیده می شود با خود می گویم

 این درد عاقبت مرا خواهد کشت ، و بعد به خود نهیب می زنم که

** او خواهد آمد **

و آنگاه از دیدگانم قطره ای اشک می چکد و از

 سوزان ترین پرده اندوهم می گویم :

مهدی جان درست که من بدم و لایق تو نیستم امّا ...

 

مولای من: 

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم

در عصرهاي انتظار به حوالي بي كسي قدم بگذار

 خيابان غربت را پيدا كن و وارد كوچه پس كوچه هاي

تنهايي شو كلبه غريبي ام را پيدا كن

 كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي ام

در كلبه را باز كن به سراغ بغض خيس پنجره برو

 حرير غمش را كنار بزن مرا خواهي ديد....

با بغضي كويري كه غرق عصاره انتظار است



:: بازدید از این مطلب : 261
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ddddd12
ت : پنج‌شنبه 06 خرداد 1395
.
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
-------
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران